مرتضى مطهرى
139
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
لازم واحد ، با يكديگر شريك باشند . اما ماده . فخر رازى در اينجا هم مىگويد كه ما دليلى نداريم كه مادهء همهء اجسام يكى باشد . ما به چه دليل حكم مىكنيم كه مادهء آب ، مادهء هوا ، مادهء خاك ، مادهء مركبات ، مادهء فلك و مادهء غيرفلك يك چيز است ؟ شايد هر جسمى مادهء خاص به خود داشته باشد . پس ، از سه چيزى كه گفتيم يعنى خاصيت ، صورت و ماده ، تنها چيزى كه مىتوانيم قبول كنيم كه در همهء اجسام مشترك است خاصيت جسم است كه به منزلهء يك نسبت و يك اضافه است [ و بنابراين نمىتواند منشأ حركات يكسان در همهء اشياء باشد . ] اما دليلى نداريم كه آن دو چيزى كه ركن مقوم جسم هستند ( يعنى ماده و صورت ) در همهء اجسام ، واحد باشد و همهء اجسام از نظر ماده و صورت با يكديگر اشتراك داشته باشند . پس دليل حكما بىاساس است چون حرف آنها اين بود كه اگر جسم متحرك لذاته باشد ، بايد همهء اجسام در حركت مانند يكديگر باشند چون همه در جسميت شريكند . فخر رازى مىگويد اگر مراد شما از اشتراك در جسميت اشتراك در لازم جسميت است ما اين را قبول داريم ولى اين مدعاى شما را اثبات نمىكند . اما اگر مراد شما از اشتراك در جسميت ، اشتراك در صورت جسميه است دليلى نداريم كه صورت جسميه در همهء اجسام يكى باشد ، و اگر مراد شما اشتراك در مادهء جسميت است باز هم دليلى نداريم كه ماده در همهء اجسام يكى باشد . پس برهان شما حكما به كلى مخدوش است . پاسخ اشكال فخر رازى در مورد صورت جسميه سخن فخر رازى هنوز ادامه دارد ، ولى مرحوم آخوند در همين جا در مقام جواب فخر رازى برآمده و مىگويد تشكيك فخر رازى در باب اينكه صورت جسميه در همهء اجسام واحد است تشكيك در يك امر بديهى و به قول مرحوم حاجى « كالبديهى » است . بعلاوه در محل خود ، برهان هم بر اين مطلب اقامه شده است . مرحوم آخوند به اين بيان نگفتهاند ولى من عرض مىكنم كه جاى تشكيك نيست كه چيزى در خارج وجود دارد كه آن چيز منشأ پيدايش ابعاد است و آن چيز است كه مكان و فضا را اشغال كرده است . تا اينجا را فخر رازى هم قبول دارد . يك وقت كسى مثل بعضى از ايده آليستهاى غربى اصلًا منكر مىشود كه جسم در خارج وجود دارد . اين از بحث